
معاون سياسي ـ امنيتي دادستان كل كشور با صدور نامهاي به روساي دادگستريهاي سراسر كشور يادآور شد: دستگاههاي ذيربط در جهت پيشگيري از بروز لطمات و خسارات جبران ناپذير به مردم در چهارشنبه آخرسال تمهيدات مقتضي را اتخاذ كنند. به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در نامه دادستاني كل كشور كه توسط ناصر سراج معاون سياسي ـ امنيتي دادستان كل كشور اصدار يافته، آمده است: همانطور كه مطلعيد با فرا رسيدن ايام پاياني سال و چهارشنبه سوري برخي از مردم به ويژه نوجوانان اقدام به پرتاب ترقه، فشفشه، ترنج و … افزوختن آتش در معابر عمومي ميكنند، در اين رابطه افراد سودجو و بعضاً مغرض و لاابالي نيز ضمن تهيه، نگهداري و توزيع مواد محترقه و آتشزاي غير استاندارد سعي دارند، با ايجاد زمينه براي خودنمائي مقطعي و سودجويي كاذب و غير قانوني به اينگونه اقدامات شور و هيجان بيشتري ببخشند. در ادامه اين بخشنامه آمده است: بررسي حوادث و اتفاقات رخ داده در سنوات گذشته حاكي است خسارات جاني و مالي قابل توجه و جبران ناپذيري به خانوادهها و افراد خردسال و نوجواني كه از تأثير اينگونه مواد بي اطلاع بودهاند را به دنبال داشته است. در اين نامه ضمن تقدير و تشكر از تمامي مسوولان كشوري و لشكري كه طي دو سال گذشته با همكاري و مساعدت در ايجاد بستر مناسب براي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي يادآور شده است: مصاحبه مقامات قضايي، تمهيدات در نظر گرفته شده ازسوي اعضاء كميسيون مركزي مواد ناريه، فعال كردن صدا و سيما در پخش تصاوير عبرت آموز و … از جمله مواردي است كه سهم بسزايي در كاهش حوادث مترتب بر اين ايام خواهد داشت
آنچه مطالعه کردید زمزمه های آماده شدن رژیم برای رویارویی با سنت های اصیلی است که بوی ایران میدهد و ریشه در آداب و اعتقادات مذهبی - تاریخی ایران باستان دارد. در اینکه حکومتها در حفظ جان و مال شهروندان خود باید نقش اصلی را ایفا کنند شکی نیست و کمتر کسی را می توان یافت که منتقد برخورد حکومت با اخلال گران امنیت اجتماعی و متعدیان به حقوق و آرامش و امنیت جانی شهروندان آن جامعه باشد. اما براستی مخالفت با آیین های ارزشمند ایرانی چون شب یلدا، چهارشنبه سوری، نوروز،مهرگان،سپندارمذگان، سیزده بدر و ... را میتوان در این طبقه بندی از وظایف حکومتی قرار داد و نگرانی رژیم را از بابت جلوگیری از سلب آرامش شهروندان با شادی و هلهله و پایکوبی و احیانا صدای چند ترقه و فشفشه توجیه کرد؟
اگر حکومت ایران تا این حد به آسایش و آرامش خاطر ایرانیان احترام قایل است، اتخاذ سیاست های مزورانه که به تحریمهای اقتصادی و سیاسی ایران منجر شده و ایرانیان را در زیر شلاق فشار اقتصادی مجبور به خودسوزی میکند، را چگونه باید تفسیر کرد؟ اگر سوختن بد است نباید کاری کرد که در این کشور پهناور و آکنده از منابع و ثروتهای طبیعی، پدری از شرم فرزندانش مجبور به آتش زدن خود نباشد؟ پس واضح و مبرهن است که برای این حکومت جان و مال و آسایش و آرامش احدی غیر از سردمداران حکومتی مهم نبوده و نیست چرا که اگر می بود پول این ملت در غزه و لبنان و بولیوی و ونزوئلا و کومور و جیبوتی و عراق و افغانستان برای گسترش ترور و جنگ و خونریزی صرف نمی شد
خوشبختانه با گذشت 30 سال از انقلاب خانمان سوز ایران، مردم این کشور سربلند و متمدن در قالب تمامی اقوام اعم از فارس و کرد و لر و ترک وبلوچ و ترکمن و ... اجازه نداده تا خرافه پرستانی که بنام دولت ایران عریضه به چاه مسجد جمکران می اندازند و در سازمان ملل هاله نور را پشتیبان خود می خوانند با آیین های اصیل ایرانی که اتفاقا ریشه در عقاید مذهبی ایرانیان باستان هم دارند به نام و بهانه مبارزه با خرافه پرستی به مقابله پردازند. لذا بر دوش هر ایرانی وطن پرست وظیفه ای نهاده شده تا با ترویج ، آیینهای باستانی ایران زمین و رونق بخشیدن به آن، این سنن را که میراث پدرانمان می باشد هر سال بهتر از سال قبل برگزار نموده و اجازه ندهیم حس ایران ستیزی عده ای، تنها چیزی که از ایرانمان مانده را به ورطه نابودی بکشانند
در زیر تاریخچه ای گذرا از زمینه های پیدایش جشن چهارشنبه سوری به حضورتان ارائه میگردد
در روز شمار ايرانيان باستان هريك از سيروز ماه را نامي است كه نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست ، ايرانيان باستان در هر ماه كه نام روز با نام ماه برهم منطبق و يكي ميشدند آن را به فال نيك گرفته و آن روز را جشن ميگرفتند ، اغلب جشنهاي ايرانيان آريايي چه آنهايي كه امروز برگزار ميشوند و چه آنهايي كه فراموش شدهاند ريشه در آئين كهن زرتشتي دارد، به قول پرفسور مري بريس شادي كردن، تكليفِ دلپذيرِ ديني اين جماعت است. در كتيبههاي هخامنشي هم شادي و جشن وديعهاي الهي «اهورايي» خوانده شده است. پيوند ايرانيان آريايي قبل از اشو زرتشت با ايزدان خود نه پرپايه جهل و ترس از آنان بلكه بر اساس مهر و دوستي استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتي عطا شده به آنان به جشن (يَزَشْنْ = نيايش شادمانه) ميپرداختند و آنان بايستي با خشنودي و شادي و پايكوبي (نه غم و سوگ و گريه و زاري كه از صفات و علامات اهريمني ميباشد) و در عرصه روشنايي و آگاهي به نيايش و ستايش ايزدان ميپرداختند. در گذشتههاي دور آرياييان به گرد آتش جمع ميشدند و با نوشيدن شيره گياه هوم (هَئومَه haoma) و با پايكوبي و هلهله و شادي به قرباني حيواني (معمولاً گاو) ميپرداختند و بخشي از آن گوشت را به آتش ميافكندند زرتشت افكندن گوشت قراباني در آتش و الوده كردن آن را نفي كرد و كشتن جانوران را به رنج، و تباه كردن گوشت آن را كاري اهريمني به شمار آورد و در برابر اينها خشنودي و پايكوبي و شادماني از هستي و آفرينش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضيلت، سامان و نظم هستي ) و نيكوكارانه شمرد.مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه ی حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است. يك رشته از جشنهاي آريايي،که عمر هر کدام از آنها برابر با عمر ملت اهورایی ایران و آریاییها می باشد، از اقوام هند و ايراني و هند و اروپايي ، جشنهاي آتش يا سده ميباشد و جشنهايي است كه با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادماني آغاز و اعلام ميشد. در ايران از جمله جشنهاي باقيمانده از جشنهاي آتش و جشنهاي سده، جشن سوري و در پايان سال و يا همان چهارشنبه سوري ميباشد؛ بيگمان فلسفه انطباق جشن سوري با چهارشنبه سوري و اينكه جشن سوري ايراني چگونه نحوست و شومي چهارشنبه سوري را از بين ميبرد، ميتواند اين باشد كه آتش در نزد ايرانيان آريايي مظهر روشني، پاكي ، طراوت ، سازندگي و تندرستي و در نهايت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است، بيماريها ، زشتيها ، بديها و همة آفات و بلايا در عرصه تاريكي و ظلمت مظهر و نماد اهريمن ميباشند؛ به اعتقاد ايرانيان هرگاه آتش افروخته شود، بيماري ، فقر، بدبختي، ناكامي و بدي محو و ناپديد ميگردد چرا كه از آثار وجودي ظلمت و اهريمن هستند. پس افروختن آتش و بطوركنايه، راه يافتن روشنيِ معرفت در دل و روح است كه آثار اهريمني و نحوست و نامباركي را از ميان برميدارد به همين جهت جشن سوري پايان سال را به شبِ آخرين چهارشنبه سال منتقل كردند تا با طليعة سالنو خوشي و خرم و شادكام گردند. چنانكه از آثار فرهنگي و رسوم كهن ايرانيان برپا كردن جشن و سرور و شادي بوده است و البته اين جشن و سرور و شادي كاملاً جنبه ديني، اجتماعي و فلسفي بخود گرفته است و هدف از آن ارتقاي روح و روان و همچنين شادي تن و جسم براي تلاش، كوشش و سازندگي بيشتر بوده است. ايرانيان مردماني جشن باره بودهاند چنانكه ميتوانيم آثار آن را در كتيبههاي داريوش مشاهده نمود، كه بسيار به، شادي و شادماني ايرانيان آريايي و باورمنديهاي که جزوه آيين زرتشتي بوده، اشاره شده است واز شادي آفريدهي اهورا مزدا و سوگ، اندوه و غم آفريدهي اهريمن نام برده شده است؛ مانند: «خداي بزرگ است ، اهورا مزدا كه آسمان را آفريد، كه اين زمين را آفريد، كه مردم را آفريد، كه شادي را از براي مردم آفريد» ا
رسومات جشن سوری
لُرْك يا آجيل مشكل گشا: يكي از مراسم بسيار مورد توجه شب چهارشنبه سوري، تشريفات فراهم آوردن آجيل مشكلگشا ميباشد، اين آجيل وجهي تمثيلي دارد و هر كس كه مشكل و گرفتاري داشته باشد با تشريفاتي اين آجيل هفت مغز را تهيه و به عنوان نذر و فديه ميان ديگران پخش ميكند
فال گوشي، فال كوزه: فال كوزه و فالگوشي ايستادن نيز امروزه جاي پاي مشخصي در گذشتهها دارد بيگمان در روزگاران گذشته نه فقط دوشيزگان بلكه كليه جوانان به زير بامها در جاهاي خلوت ميايستاند به اميد اينكه در چنين ايامي كه فروهرها به زمين نزول كرده و ميان خان و مان خود وارد شدهاند آنان را به نجوا از آيندهشان آگاه سازند. چون بر آن بودند كه ارواح از آينده اطلاع دارند و امروزه اين رسم و سنت به شكل فالگوش ايستادن دوشيزگان باقي مانده است
در آذربايجان رسم كجاوهاندازي و در روستاهاي نزديك تهران رسم شالاندازي از شبهاي نزديك عيد نوروز و شب چهارشنبه سوري نايه از نياز و فديه به فروهرهاست و آن چنين است كه در اين شب جوانها جعبههاي كوچكي با كاغذهاي رنگين به شكل كجاوه ميسازند و ريسماني به آن ميبندند و بر بام خانهها ميبرند. و كجاوه را از كنار پنجرهها يا از سوراخ بالاي بام ميآويزند و صاحبخانه شيريني و خشكباري را كه قبلاً به همين منظور تهيه كرده است در كجاوه مياندازد (همانند رسم مسیحیان در شب کریسمس) ا
همچنين رسم قاشقزني در تهران و بسياري از جاهاي ايران كه شكلديگري از كجاوهاندازي است به يادگار مانده است
مراسم چهارشنبهسوري در گيلان يكي از بزرگترين و مهمترين مراسم كهن است كه همهي مردم با اعتقادي بسيار، آن شب را شب برگشت روان درگذشتگان (فروهرها) ، شب درخواست و حاجت و رسيدن به آرزوها ميدانند. آنان معتقدند كه روانهاي درگذشتگانِ نياكانشان در آن شب به خانههاي خود باز ميگردند و افراد خانه براي خوشنودي آنان و كمك خواستن از آنان براي بسياري از امور زندگاني و برآوردن نيازها، خانه و پيرامون آن را پاكيزه كرده و هفت نوع غذا آماده ميكنند. از جمله مراسم ديگر مردم گيلان برافروختن آتش در بلندترين جاي خانه، خانهتكاني، خريد آينه و اسپندِ هفترنگ و گمَج (ظرف سفالي) جستجوكردن چهارشنبه خاتون در آبها، خرس بازي، برگذاري مراسم عمو نوروز ، تفأل و فال زني، قاشق زني و ... ميباشد
شبهاهت بسيار زياد اين مراسم و سنت در اين شب از آذربايجان تا خراسان و از شمال تا جنوب ايران در هر كوي و برزني نشان از ريشه تاريخي و باستاني و اهورايي و ديني اين جشن در ميان ايرانيان باستان و آريايي دارد
در كردستان و ميان كردها، با وضوح بيشتري جشن سوري يا جشن آخر سال در همانندي با جشن سوري باستان و ايام فروردگان باقي مانده است. هماننديهاي آن به قول آقاي هاشم رضي شگفت آور و موارد آن چنين است كه مراسم در آخرين شب سال برگزار ميشود، كه جشن آخرين گاهنبار يا همستپتمدْم است كه جشن آفرينش انسان ميباشد و به نوروز مربوط نيست چون دءنای است و پيش از آغاز سال فصلي برگزار ميگردد. مراسم راز و ري و كنايت آميز با تاريك شدن آفتاب و با افروختن آتش شروع ميگردد . اين آتش را هم، در كوي و برزن ميافروزند و به گرد آن شادي و پايكوبي ميكنند. و در مرحلهي دوم به روي بامها ميافروزند كه هنوز در ميان زرتشتيان مرسوم است و در شب آخر سال سفرهي رنگيني ميگستردند با بهترين خوراكها و تشريفات، و لازم بود بوي بهترين خوراك در خانه پراكنده باشد و معتقد بودند و هستند كه روان درگذشتهگان (فَرْوَهَرها ) به خانههاي خود نزول كرده و از ديدن آن همه نعمتو فراواني و پاكيزگيِ بازماندگان شاد ميشوند و از اينكه آنان را فراموش نكرده و مراسم و آئين به جاي ميآورند در حق بازماندگان دعاي خير كرده و آنان را نيرو و بركت ميبخشند. مراسم باستاني شب سوري(چهارشنبهسوري )در بيشتر شهرها و بطور ويژه در روستاهاي ايران در سطح وسيعي برگزار ميگردد چنان كه در خراسان هنگام جشن از روي آتش پريده و اين اشعار را زمزمه مينمايند: زردي مـــا از تـو سـرخي تــو از مـــا الا به دَر ، بلا به دَر دزد و حيز از دِها به دَر
در خاتمه باید یادآور شد که عده ای از علماو روحانیون(به ویژه ایرانی) با برگزاری چنین جشنهای که ریشه در قبل از اسلام دارد، مخالفت می نمایند و آن رابرای جامعه اسلامی!خطرناک توصیف می نمایند؛ به عنوان مثال می توان به اظهارات آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی اشاره کرد: «برادران و فرزندان! علی(ع) ودختران! فاطمه چنانکه می دانید امسال (1382) مراسم چهارشنبه سوری با ماه محرم و شب و روز 25محرم الحرام مقارن شده است بنابر این از عموم مسلمان مخصوصآ شیعیان انتظار می رود که تنفر خود را از مراسم و جشنها و فرهنگ خرافی (شما بخوانید ایران باستان) و جاهلییت آشکار!! اعلام دارند» ؛ همچنین در بخشی از بیانییّه آمده بود که چهارشنبه سوری مناسب با شأن، مقام، درک ، معرفت مردم شریف و مسلمان ایران نمی باشد و اینها در گوشه و کنار دنیا با زنـده کردن این مراسم به بهانه برگزاری مراسم خرافی جاهلییت باستانی!!! سعی در ضربه زدن به اسلام (شما بخوانید فرهنگ عربی حاکم!) دارند و آنهای که در چنین مراسمی شرکت می کنند از افراد نادان و نا آگاه و بی اطلاع جامعه میباشند!!!! اینهم نظر حکومت جمهوری اسلامی که به ساده ترین و بی تعارف ترین وجه بیان شده است